مختصری درباه جعلیات راسیسم فارس در تقویم و گاهشماری

 کلمات کلیدی : تقویم ، ملل غیر فارس ، راسیسم فارس ، ممالک محروسه.

توضیح از نگارنده : نوشته حاضر که به کوتاهی به مساله تقویم در ممالک محروسه می پردازد ، نوشته ای آکادمیک به معنای واقعی آن نبوده و در مدت زمان اندکی در پاسخ به بعضی شبهات راسیستهای فارس نوشته شده است که به مناسبت آیین های نوروزی در دنیای مجازی باز گرمی پیدا کرده است. به عبارت دیگر این نوشته که درباره جعلیات و وهمیات راسیستهای فارس از جمله تقویم میترایی آریایی ، تقویم کردی ، تقویم شاهنشاهی و...  می باشد ، شکل اصلاح شده کامنتی است که توسط نگارنده در یکی از صفحات فیس بوک نوشته شده بود و اکنون تحت عنوان فوق منتشر می شود. در اینجا فقط به این موضوع  اشاره شده و مباحثی همچون تقویم در آذربایجان و بین ملل تورک پژوهشهای مفصل دیگری می طلبد.    

  تقویم و گاهشماری از جمله مولفه های تمدنی است که به اشکال گوناگون در فرهنگ و تمدن  تمامی ملل جهان وجود داشته و منحصر به تمدن خاصی نیست. و حتی مختص زندگی شهری و روستایی نیست. طوری که حتی انسانهای اولیه و ایلات کوچرو هم به تناسب زندگی ایلیاتی تقویم مخصوص به خود را دارند.  تقویم های جهان بر پایه محاسبه معمولا دو نوع اند : قمری و شمسی. سال شمسی حاصل یک بار گردش کامل زمین به دور خورشید و معادل 365 روز و اندی ساعت می باشد. منشا تقویمهای هجری شمسی و میلادی هم از اینجاست. تقویم قمری هم بر اساس گردش ماه به دور خورشید محاسبه می شود و معمولا مطابق با 354 روز می باشد. تقویم بر پایه مبدا نسبت به زمان و مکان و فرهنگ هر ملتی متفاوت می باشد. یعنی هر ملتی بر اساس حوادث مهم تاریخ خویش و یا حوادث نجومی مهم ، سنتهای فرهنگی و... مبنای تقویم و تاریخ خویش را وضع می کند : مانند هجرت پیامبر اسلام (ص) یا میلاد مسیح (ع) و... .

   از بین تقویم های موسوم به میترایی آریایی ، کردی ، زرتشتی ، شاهنشاهی و خورشیدی تنها تقویم خورشیدی(هجری شمسی) هم مبدا مشخص و هم محاسبه دقیقی دارد و اندکی تقویم زرتشتی این خصوصیات را دارا می باشد. این در حالی است که حتی تقویم شمسی هم که در گذشته در مقابل تقویم قمری که تقویم دینی و رسمی بوده ، تقویم غیر رسمی محسوب می شده و بیشتر در مالیات گیری و تحت عناوین مختلفی همچون تقویم جلالی و... مورد استفاده قرار می گرفت. بنابراین در قیاس با تقویم قمری کاربرد چندانی نداشته است. این تقویم در ممالک محروسه به فرمان جلال الدین ملکشاه سلجوقی  و گویا بر پایه تقویم زرتشتی بوجود آمده است. ماههای آن ماههای نجومی و بر اساس صور فلکی بود که عبارتند از : حمل - ثور – جوزا – سرطان – اسد – سنبله – میزان - عقرب  - قوس -  جدی و دلو. این نوع تقویم در ممالک محروسه (ایران) تا سالهای بعد از انقلاب مشروطه رواج داشت و با روی کار آمدن رضا خان در 1304 ش بود که ماههای فرهنگ فارس : فروردین ، اردیبهشت ، شهریور ، اسفند و... به جای ماههای نجومی وضع شده و  به تقویم رسمی ممالک محروسه تبدیل شد. در هر صورت تقویم شمسی رایج در ممال محروسه طبیعی ترین نوع تقویم های جهان و دقیق ترین آنها می باشد طوری که خصوصیات یک تقویم کامل و جامع را در خود جمع کرده و حتی از بسیاری جهات بر تقویم میلادی که کاربرد جهانی دارد پیشی جسته است.

  در حالیکه در آثار مربوط به تقویم و گاهشماری عناوینی همچون تقویم رومی ، تقویم اسکندری ، تقویم بخت النصری ،  تقویم ختایی ، تقویم قمری ، تقویم یهودی ، تقویم یونانی ، تقویم زرتشتی و... مکرر مشاهده می شود ، درباره تقویم و گاهشماری هند و اروپاییان و مخصوصا تقویم ملت فارس جز تقویم موسوم به هخامنشی چیزی در دست نیست. آن هم تقویمی ابتدایی ، بدون مبدا و محاسبات مشخص بوده است. با این اوصاف به سختی می توان درباره آن چند سطری روی کاغذ آورد. حال تقویم های تحت عناوین جعلی میترایی آریایی ، کردی ، شاهنشاهی و... را که مثل قارچ سر بر آورده اند ، در کجای تاریخ می توان قرار داد ، بر اهل تاریخ مشخص نیست. درباره تقویم جعلی موسوم به میترایی و آریایی هم باید گفت که در هیچ کتابی و سندی از آن نام برده نشده ، حتی مبدا آن هم جعلی است. چرا که قدمت هند و اروپاییان (آریاییها ی مجعول) در ممالک محروسه نهایتا به 3500 سال پیش می رسد و به هیچ وجه نمی توان سابقه هفت هزارساله بر آنها قائل شد ، حال چه رسد به اینکه اینها تقویم 7 هزار ساله داشته باشند. تقویم زرتشتی یا یزدگردی هم  که در بین زرتشتیان دوره اسلامی رواج داشته ولی مبدا آن هم نامشخص و بر اساس حدس و گمان بوده است ، البته این سخن ، به این معنا نیست که تقویم زرتشتی متعلق به هند و اروپائیان و ملت فارس می باشد. بلکه  به گواه اکثریت اهل تاریخ خود زرتشت پیامبر و آیین وی برخاسته از آذربایجان می باشد که بعدها دست تحریفگر ساسانیان دامن پاک این آیین ناب را آلود و به فساد کشاند و تقویم زرتشتی هم علی رغم اسامی آن جای خود دارد.

 تقویم موسوم به کردی هم که یکی دیگر از جعلیات کردها در تاریخ می باشد که آن را منسوب به مادها (که گویا از نظر اینها کرد بوده اند) می دانند. این در حالی است که از مادها کمترین اثری که نشان بدهد چه زبان و نژادی داشته اند ، بر جای نمانده است. تنها کلمه ای که از زبان مادها به یادگار مانده سپاکو می باشد که در کردی و زبان ترکی آذربایجانی به معنای جنس ماده حیوانات می باشد. با این حساب کردها تقویم خویش را بر مبنای تشکیل سلسله ای که خاستگاهش آذربایجان بوده و هویتش چندان بر تاریخ مکشوف نیست ، بنا نهاده اند... .

  تقویم 2500 ساله شاهنشاهی هم  که تنها چند سالی  در ممالک محروسه رواج داشت یعنی مقارن انقلاب 57 جعل و ابداع شد و در همان زمان به دست خود رژیم پهلوی منسوخ شد. مبنای این تقویم را هم به بنیانگذاری حکومت هخامنشی (مدینه فاضله راسیسم فارس) و قدرت گیری کوروش اول (پیامبر دروغین نژاد پرستان فارس) می رساندند. این تقویم دقیقا مطابق سنت رایج تاریخنگاری آریا محوری می باشد که تاریخ را از هخامنشیان و یا گاها از مادها شروع کرده و تمامی تمدنهای باستانی پیشین از جمله ایلامیها ، قوتتی ها ، لوللوبیها ، هوری ها ، ماننایان و اورتوییان و... را به کلی از تاریخ حذف می کند.

  سخن آخر : آنچه از تاریخ دانسته می شود این است که تقویم های رایج در بین ملل ساکن ممالک محروسه تقویم های هجری قمری و هجری شمسی بوده که هر دو مبدا مشترکی داشته اند . اولی در دوران اسلامی کاربرد دینی و رسمی داشته و دومی تقویم بومی این ملت ها بوده و ریشه اولیه اش با آیین زرتشت پیوند داشته است. اما به نظر می رسد تحت تاثیر فرهنگ و تمدن اسلامی بیشتر رنگ و بوی اسلامی به خود گرفته است. اما متاسفانه راسیسم فارس به جای معرفی درست آن ، سعی در مصادره آن به نام ملت فارس (بخوانید ملت ایران) نموده و می نماید. این در حالی است که تقویم هجری شمسی محصول مشترک تمدنی ملل ساکن ممالک محروسه و حتی دیگرملت هایی که در زیر پرچم اسلام ، تمدن درخشانی از خود به ارث گذاشته اند ، می باشد. درکل قریب به 100 سال است که راسیسم فارس از یکسو در قالب ایرانیگری و با شعارهای «اتحاد همه اقوام ایرانی ! ، همه جای ایران سرای من است ! ما همه ایرانی هستیم و ...» مُهر آریایی بر تمامی دستاوردهای فرهنگی و تمدنی این ملتها زده و آنها را به نام خویش مصادره کرده و می کند. از تاریخ ، مظاهر تمدنی ، عناصر فرهنگی این ملتها گرفته تا موارد جزئی از جمله پرچم ، تقویم ، خط و الفبا و... همه و همه به عنوان میراث آریایی (؟!) معرفی می شوند. از دیگر سو سعی در آسیمیله کردن ملل ساکن در ممالک محروسه کرده  و محو حتی  کوچکترین نشان هویتی ملیتهای تورک ، عرب ، بلوچ ، کرد و ... داشته و دارد. بنابر این روزها مشاهده مواردی از قبیل ارسال  پیام تبریک عید به فارس زبانان ، تبریک سال با تقویم آریایی و شاهنشاهی ، معرفی نوروز به عنوان میراث فارسها و... تعجب بر انگیز نیست. چرا که راسیسم فارس با گوشت و خون و استخوان داعیان  و حتی پیروان آن آمیخته شده و راه را برای نگرش منطقی و عقلانی به گذشته تاریخی و وضعیت کنونی بسته است. بنابر این تا این گونه ذهنیتها و نگرشهای بیمار گونه اصلاح نشود ، وقفه ای در این نوع رفتارهای راسیستی و مصادره های تمدنی به وجود نخواهد آمد.   

جهت آگاهی بیشتر در این باره رجوع شود به گاهشماری در تاریخ ، ابوالفضل نبئی ، تهران ، سمت ، 1381.

به امید سالی توام با موفقیت و پیروزی در مبارزه ملی ملل تحت ستم در ممالک محروسه.

ف.ج

آذربایجان جنوبی

30 حوت(بالیق لار) 1391 گونش